صفیه حسنزاده، جوان عشق فوتبالی و مربی تیم فوتسال دختران محله ماست که رویای کودکی را در دل فوتسال جای داده است.
محله سیدی تا زمان انقلاب، روستایی درحاشیه شهر بود که راه دسترسی مناسبی به داخل شهرمشهد نداشت. مرحوم سید محمود سیدی، فردی بود که با حفرچاه آب و ایجاد باغ، افراد زیادی را به کوی سیدی کشاند و کمکم آبادانی رقم خورد. پنج محله از دل این محله بیرون آمده است.
نامش حاجعلي مرادي است. او میگوید: زمان ما شناسنامه نبود، شناسنامه زمان رضاشاه باب شد. اما آنطوري كه دخترم حساب كرده، حدود صدوده سال دارم. نوجوانياش را در زمان احمدشاه گذرانده و در زمان حكومت رضاخان سرباز بوده است.
چیزی به عنوان زباله در خانه حانیه کهنمهرآباد وجود ندارد. او با زبالهها کاردستی درست میکند؛ با یونولیت هیولا، با شانه تخممرغ، کندوی زنبور و با لولههای دستمال حولهای، بابابزرگ درست میکند.
منيره كيانينژاد هنرمند میوهآرا است. او میگوید: باید اهل ذوق و هنر باشی که بتوانی باحوصله بنشینی پوستهای هندوانه را با چاقوی آشپزخانه به شکل زیگزاگ درآوری تا سفره شبچلهات رنگین شود.
این روایت قصه به دنبال هم گشتن سیدحسن و پسر شهیدش سیدکاظم مهدیزاده در جبهه است. اول پسر به جبهه میرود و بعد هم پدر به دنبالش. این دو همیشه چندقدم از فاصله داشتند تا روزی که پیکر پسر برمیگردد و دوباره در سردخانه معراج شهدا به هم میرسند.
سازماندهنده اولین کمیتههای انقلاب، سازماندهنده اولین پایگاههای بسیج، جنگجوی چریک جبهه های کردستان، بسیجی فعال پشت جبهه و امدادگر خطوط مقدم تنها بخشی از فعالیت های سیدحسن مهدیزاده در زمان جنگ بوده است.
فرشته امیری پنجسالی هست که کیکبوکسینگ را بهطور حرفهای تمرین میکند. او چهار دوره قهرمانی در هنرهای فردی و نمایشی استان را از سال ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۴ و یک طلا و برنز مسابقات مبارزه استانی را در کارنامه ورزشیاش دارد.






